![]() |
![]() |
|
قطره دلش دريا ميخواست. خيلي وقت بود كه به خدا گفته بود.
|
|
+ نوشته شده در
جمعه 1386/02/21ساعت 16:13 توسط پیشی |
|
نیلوفری بودن و نیلوفری زندگی کردن به من و تو نیامده چون ما بیشتر شبیه به کاکتوسهاییم و هر ثانیه نقشه میکشیم چطور به هم تیغ بزنیم!!! به چه زبانی باید به تو گفت عشق خریدنی نیست عشق فروختنی نیست و عشق تلقینی و زوری نیست عشق قطره اشکیست که به هنگام دلتنگی گوشه چشم مادر مینشیند! گفتم: الهی زندگیت نابود شه؟! الان ده ساله که نابود شدم آخه نمیدونستم که من تموم زندگیشم باید در آزمون عشق شرکت کنی اگر قبول شدی به کلاس دلم,روی نیمکت نگاهم,زیر چشمهایم , در رشته دلدادگی میکنی شاید تو را در قلبم پذیرا باشم همیشه عاشق بمون حتی اگه عشقت من نبودم! عجب تجارت خطرناکی.با تو همه چیز را دارم و بی تو بی چیزترینم همیشه به تو میگفتم اگر روزی نباشی حتما خواهم مرد اما بعد از تو نمردم که هیچ,دوباره عاشق هم شدم سبب منم که میشکنم...اما حرفی نمیزنم اگه هیچکس برام نموند واسه اینه که سبب منم کاش بدونی ماتم دنیام بی تو فقط گریه میخواد کی میدونه این حسرتا چه کرده با روز و شبام تو زندگیم یگانه ایی یه کابوسم تو رویایی یه پاییزم تو بهاری من یه مرداب تو دریایی! از این گریه چه میدونی؟ نه دردمی نه درمونی به چه امید میخوای باشی که پیش دردام بمونی تو زندگیم یگانه ایی یه کابوسم تو رویایی یه پاییزم تو بهاری من یه مرداب تو دریایی سبب منم که میشکنم اما حرفی نمیزنم اگه هیچکس برام نموند واسه اینه که سبب منم! begir az man to in yadboodi ke tanha layeghe in hezaran khastand in ndadam chon azize
همچو موج دريا پر فريب عصيا نگر همچو اسب وحشي مي رود در جانت مي كشد عقلت را مي شود زندانت عشق رويايي نيست مثل خواب گلها همچو سوز پاييز مي خزاند دلها عشق هم مي ميرد انتها يش پيداست ((دوست داشتن اما تا هميشه زيباست)) ابتدايي براي آغاز بودم و تو هميشه ابتدايي ترين واژه براي بيان انتها بودي . من به دنبال دستي بودم براي دوباره روئيدن , دوباره كاشتن و تو هميشه همان دستي بودي كه گل مي چيد . تو همان احساسي بودي كه هرگز باور نشد . همان شعري بودي كه هيچ گاه آغازي نداشت و من همان كبوتر خسته بالي بودم كه در عشق تو اسير ماندم براي شکستن من يه اخم کافيه ... نيازي به فريادت نيست واسه اشک ريختنم سکوت تو کافيه ... نيازي به قهر نيست براي مردنم حرف رفتنت کافيه ... نيازي به انجامش نيست در مكتب ما رسم فراموشي نيست.در مسلك ما عشق هماغوشي نيست.مهر تو اگر به هستي ما افتد.هرگز به سرش خيال خاموشي نيست شبي پرسيدمش با بي قراري به غير از من كسي را دوست داري؟ ز چشمش اشك شد از شرم جاري ميان گريه هايش گفت آري!!!! من هكرم: فاصله ي بينمون رو هك(Hack) كن. عشقي كه تو قلبته برام سند(Send) كن. از عشقي كه تو قلبم هست وب بگير تا ببيني كه چقدر دوست دارم. از خاطره هامون كپي(Copy) بگير و همه جا پيستش(Past) كن. به رفاقت پي ام(PM) بده و ازش بخواه كه بين ما باشه. گله ها رو دليت(Delete) كن جاش صداقت رو ادد(ADD) كن. شيطون رو ايگنور(Ignore) كن تا پي ام هاش نتونه همه چيز رو خراب كنه. براي غرور آف(Off) بذار ازش بخواه دست از سر ما برداره.... اما غرور بينمون فاصله انداخته و به تو اجازه نمي ده كه عشق تو قلبت رو برام سند كن Give laugh to all But smile to one … Give cheeks to all But lips to one… Let everybody love you But you love *One* شاید زندگی آن جشنی نباشد که آرزویش را داشتی اما حال که به آن دعوت شدهای تا می توانی زیبا برقص قربان صداقت و صفای خودمان مائیم و دل پاک و خدای خودمان در شهر شما نمیتوان عاشق شد باید بروم به روستای خودمان ابر بارنده به دریا میگفت: من نبارم تو کجا دریایی؟ در دلش خنده کنان دریا گفت: ابر بارنده تو خود از مائی! به توعادت کرده بودم /ای به من نزدیکترازمن هرگز چشمانت را براي كسي كه معني نگاهت را نمي فهمد گريان نكن ديروز را سوزانديم براي امروز ؟ امروزمان را گذرانديم براي فردا و فردايمان ديروزي ديگر !!! اين است بازي پوچ ما انسانها در يك دقيقه ميشه يك نفر رو خرد كرد، در يك ساعت ميشه
|
|
+ نوشته شده در
جمعه 1386/02/21ساعت 3:33 توسط پیشی |
|
|
لحظه دیدن تو دنیا چه عاشقونه بود شونه هات برام یه مرهم با یه آشیونه بود اومدی اما چه زود رفتی نموندی واسه من کمی از عشق و محبت تو نخوندی واسه من کاش میشد وقت خداحافظی حرفی بزنی کاش به زخم دل من مرهم دردی بزنی حالا من موندم و تنهایی و این دل شکسته تو که رفتی واسه من مونده همین صدای خسته اگه زندگی برام یه روز خراب شه یا که عشقت واسه من مثل سراب شه باز میگم دوسِت دارم باز میگم دوسِت دارم باز میگم دوسِت دارم باز میگم دوسِت دارم باز میگم دوسِت دارم باز میگم دوسِت دارم باز میگم دوسِت دارم باز میگم دوسِت دارم باز میگم دوسِت دارم باز میگم دوسِت دارم .... یادش بخیر چه روزای قشنگی بود!! آهنگش از شهاب بخارایی هست (مجازه
|
|
+ نوشته شده در
جمعه 1386/02/14ساعت 0:58 توسط پیشی |
|
|
پير مردي بر قاطري بنشسته بود و از بياباني مي گذشت . سالكي را بديد كه پياده بود
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 1386/02/09ساعت 16:27 توسط پیشی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
| نوشته های پیشین |
|
بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 |
|
RSS
|